دربارهٔ من
من جامعهشناسی هستم که در حوزهٔ نابرابری شهری، مطالعات مهاجرت و جامعهشناسی معرفت تخصص دارم.
درباره من
من محسن ظریف، جامعهشناس و پژوهشگر حوزه توسعه، حکمرانی و مطالعات تولید هستم.
آنچه بیش از هر چیز در کار پژوهشی برایم اهمیت دارد، دیدن لایه اجتماعی پدیدههایی است که در نگاه اول ممکن است صرفاً اقتصادی، مدیریتی، فنی یا حقوقی به نظر برسند. معمولاً وقتی با یک مسئله مواجه میشوم، پرسشم فقط این نیست که «این سازوکار چگونه کار میکند؟»؛ برایم مهم است بدانم چه ساختار نهادی پشت آن قرار دارد، چه کسانی در آن صاحب قدرت و منفعتاند، رفتار چه گروههایی را تغییر میدهد و در نهایت چه پیامدهایی برای جامعه ایجاد میکند.
به همین دلیل، مسیر پژوهشی من به یک حوزه محدود نمانده است. بخشی از مطالعاتم به تولید و شیوههای تولید مربوط میشود. تولید را صرفاً یک فرایند اقتصادی نمیبینم. انتخاب فناوری، ماشینآلات، سازمان کار، نحوه استفاده از منابع طبیعی، دانش محلی، سیاستهای دولت و مناسبات مالکیت، همگی میتوانند بر ساختار اجتماعی و مسیر توسعه اثر بگذارند. برای من، «روش تولید» در عین اینکه یک مسئله فنی است، یک مسئله اجتماعی نیز هست.
همین نگاه مرا به سمت مطالعات مشترک با متخصصان رشتههای دیگر کشانده است. به پژوهشهای میانرشتهای علاقه زیادی دارم و تجربه همکاری و کار مشترک با متخصصان حوزههایی مانند کشاورزی، اقتصاد و مدیریت را بخشی جدی از مسیر علمی خود میدانم. معتقدم بسیاری از مسائل واقعی جامعه را نمیتوان از پشت دیوارهای یک رشته علمی فهمید. جامعهشناسی برای من در چنین همکاریهایی فقط یک رشته در کنار رشتههای دیگر نیست؛ ابزاری است برای دیدن روابط، ساختارها، منافع، تعارضها و پیامدهایی که ممکن است در یک تحلیل صرفاً فنی دیده نشوند.
مسئولیت اجتماعی سازمانها و بنگاهها نیز از حوزههایی است که روی آن کار کردهام. در این زمینه، بیشتر از آنکه به مسئولیت اجتماعی بهعنوان مجموعهای از فعالیتهای خیریهای یا تبلیغاتی نگاه کنم، به اثر واقعی تصمیمات سازمان بر جامعه، نیروی کار، محیطزیست و ذینفعان توجه دارم. از این منظر، مسئولیت اجتماعی بخشی از نحوه حکمرانی سازمان است، نه فعالیتی حاشیهای در کنار کسبوکار اصلی آن.
بخش دیگری از فعالیت پژوهشی من به حکمرانی اقتصادی مربوط میشود؛ از مالیات و شفافیت مبادلات گرفته تا اقتصاد غیررسمی، فساد، جرم اقتصادی، تنظیمگری و نقش داده در حکمرانی. در این حوزه نیز علاقه من فقط به مقررات یا سازوکارهای اجرایی محدود نیست. برایم مهم است بدانم یک قانون، یک مالیات، یک سامانه یا یک تصمیم اداری چگونه میتواند رفتار مردم و سازمانها را تغییر دهد، فرصت ایجاد کند یا رانت بسازد، اختیار را محدود یا گسترده کند و رابطه میان دولت و جامعه را دگرگون سازد.
در حوزه توسعه نیز همواره نسبت به نسخههای یکسان و از پیشآماده محتاط بودهام. توسعه زمانی برایم معنا پیدا میکند که با تاریخ، ساختار اجتماعی، شیوه تولید، ظرفیتهای محلی، محدودیتهای زیستمحیطی و تجربه کسانی که مستقیماً با مسئله زندگی میکنند، ارتباط داشته باشد. به همین دلیل موضوعاتی مانند کشاورزی، توسعه پایدار، حکمرانی اکوسیستمها و رابطه فناوری با جامعه نیز وارد مطالعاتم شدهاند.
یکی دیگر از بخشهای مهم فعالیت علمی من، نظریههای جامعهشناسی و آموزش آنهاست. در این حوزه تألیفاتی داشتهام و طی سالهای اخیر تلاش کردهام شیوه آموزش نظریه را از معرفی جداگانه متفکران و حفظ مجموعهای از اصطلاحات فاصله بدهم. رویکردی که دنبال میکنم بر فهم تاریخمند نظریه استوار است؛ اینکه هر نظریه در چه شرایط اجتماعی، سیاسی و اقتصادی شکل گرفته، به چه مسئلهای پاسخ داده و چگونه با نظریههای پیش و پس از خود ارتباط پیدا میکند.
در ادامه همین مسیر، به استفاده از روایت، تصویر، صدا، ویدئو و سایر ابزارهای چندرسانهای در آموزش نظریههای جامعهشناسی علاقهمند شدهام. هدفم این است که دانشجو بهجای حفظ کردن فهرستی از نامها و مفاهیم، بتواند تحول اندیشه جامعهشناختی را در طول تاریخ ببیند و بفهمد چرا هر دوره نظریههای خاص خود را تولید کرده است.
در سالهای اخیر، هوش مصنوعی و حکمرانی داده نیز برایم به یک حوزه مطالعاتی جدی تبدیل شدهاند. البته پرسش اصلی من در اینجا هم خود فناوری نیست. بیشتر به این فکر میکنم که ورود هوش مصنوعی چه تغییری در تصمیمگیری، سازمان، توزیع قدرت، مسئولیت، تولید دانش و رابطه انسان با نهادها ایجاد خواهد کرد.
اگر بخواهم مسیر کاری خودم را در یک عبارت خلاصه کنم، شاید بتوانم بگویم که تلاش میکنم پشت مسائل فنی، اقتصادی و مدیریتی، روابط اجتماعی و ساختارهای نهادی را ببینم و میان حوزههایی که در ظاهر از هم جدا هستند، ارتباط پیدا کنم.
شاید همین، نزدیکترین تعبیر به چیزی باشد که من از جامعهشناسی میفهمم: نه فقط یک رشته دانشگاهی، بلکه شیوهای برای دیدن جامعه.
تحصیلات
دکتری جامعهشناسی
دانشگاه هاروارد، ۲۰۱۰
رساله: «جابهجاشدگان: ناامنی مسکن و تابآوری اجتماعی در شهر پساصنعتی»
کارشناسی ارشد جامعهشناسی
دانشگاه شیکاگو، ۲۰۰۵
کارشناسی جامعهشناسی و مطالعات آمریکای لاتین
دانشگاه استنفورد، ۲۰۰۳ · فارغالتحصیل ممتاز
سوابق دانشگاهی
استاد جامعهشناسی
دانشگاه کالیفرنیا، برکلی · ۲۰۱۸ تاکنون
دانشیار
دانشگاه کلمبیا · ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۸
استادیار
دانشگاه نیویورک · ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۴
علایق پژوهشی
نابرابری شهری
بررسی چگونگی تولید و بازتولید قشربندی در شهرها، با تمرکز بر مسکن، اعیانسازی و دگرگونی محلهها.
مهاجرت و تحرک
مطالعهٔ مهاجران و پناهندگان با توجه به ادغام اجتماعی، فراملیگرایی و احساس تعلق.
جامعهشناسی معرفت
بررسی اینکه موقعیتهای اجتماعی چگونه به دانش شکل میدهند و تخصص چه نقشی در زندگی عمومی دارد.
نژاد و قومیت
تحلیل شکلگیری نژادی، تقاطعمندی و تداوم نابرابری شهری.
سازماندهی اجتماعی
پژوهش دربارهٔ جنبشهای مردمی، کنش جمعی و تابآوری اجتماعی.
جامعهشناسی عمومی
دسترسپذیر و مرتبطساختن پژوهش جامعهشناختی با گفتوگوی عمومی و سیاستگذاری.
رسانه و مشارکت عمومی
حضورهای رسانهای اخیر
- انپیآر، برنامهٔ «همهچیز در نظر گرفته شد» — میزگرد بحران مسکن (۲۰۲۴)
- نیویورک تایمز — یادداشت دربارهٔ جابهجایی جمعیت شهری (۲۰۲۳)
- اماسانبیسی — تحلیل سیاست مهاجرت (۲۰۲۳)
- آتلانتیک — گفتوگو دربارهٔ اعیانسازی (۲۰۲۲)
سخنرانی و مشاوره
برای سخنرانی، اظهارنظر تخصصی و مشاوره دربارهٔ سیاست شهری، مسکن و مهاجرت آمادگی دارم.